سلام به همه.خوبین؟؟
میخوام یکی از رفقا یا دراصل یه همشهری دیگه رو
بهتون معرفی کنم.
اگه وقت کردین یه سری بهش بزنین.
راستی اسمشم داش مهدی..
خلع امیدو تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه میشد
هم نفسم شد سایه ی سردم
تورو میدیدم از اون ور ابرا
که میخوای سرسری از من رد شی
آسمونو بی تو خط خطی کردم
چجوری میتونی انقده بد شی
چجوری میتونی انقده بد شی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه
روزای سخت نبودن با تو
دور نبودنتو خط کشیدم
تازه میفهمم اشتباهم این بود
چهره ی عشقمو غلط کشیدم
عشق تو دار و ندار دلم بود
اومدی دار و ندارمو بردی
بیا سکوتتو بشکن و برگرد
که هنوزم تو دل من نمردی
که هنوزم تو دل من نمردی
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه
سکوت قلبتو بشکن و برگرد
نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخر قصه همین شه
خوبین ان شالله؟
همچین گفتم ان شالله که الان همه میگن این
احمد کی حاجاقا شد؟!!
خوب بچا میگما این بار اومدم یکی از تجربه
هایی رو که تو این ۱۸ سال از زندگی{کودوم
زندگی بگم بدبختی بهتره} کسب کردم در
اختیارتون قرار بدم.
بد بینی٬یا همون بد بین بودن چیزی هست که
من میخوام در موردش حرف بزنم.
بچه ها میدونید وقتی ما به یه جمع تازه ای وارد
میشیم سعی میکنیم اول افرادو یکی
یکی بشناسیم و پیش خودمون میگیم
خوب فلانی که از اون پرروهاس یا اون یکی که
اصلا به درد نمیخوره یا...
خلاصه فرقی نداره چه یه جمع تازه چه رفقای
قدیمیمون اول باید سعی کنیم نکات مثبتشون
رو در نظر بگیریم و نکات منفیشون رو تبدیل به
مثبت کنیم.
برا خودم خیلی زیاد پیش اومده مثلا یه
چندوقتی به خودم میگفتم کاش میشد فلانی
دیگه نیاد فوتبال یا اون یکی چقدر خودشو
میگیره!ولی بعد که به وجودشون پی میبردم
میدیدم که ای دل غافل ما کجا و اون کجا...
من نسبت به یکی از دوستام از اول رفاقت
بهش بد بین شدم و پیش خودم یه فکرایی
میکردم در صورتی که باهاش رفاقت میکردم
ولی ذهنیتم بهش چیز دیگه ای بود.خلاصه بعد
از این همه سال با خودم گفتم عیب از منه باید
خودمو عوض کنم که بتونم اونو کامل بشناسم.
خیلی حرف زدم و این همه حرف برمیگرده به
یکی از احادیث معصومین:
"دیگران را آنگونه که هستند بپذیر"
ولی حالا شاکرم که پا دارم..
یکمی فکر کنید و از این جمله نتیجه گیری
کنید؟
ماها همیشه وقتی یه نفر رو میبینیم که یکی از
اعضای بدنش رو نداره شروع میکنیم به
افسوس خوردن و...
ولی همیشه قبل از اینکه این جور موارد رو
ببینید به فکر باشید همینم که داریم و
هستیم...
اول از همه برايت آرزومندم که عاشق شوي،
و اگر هستي، کسي هم به تو عشق بورزد،و اگر اينگونه نيست، تنهائيت کوتاه باشد٬
و پس از تنهائيت، نفرت از کسي نيابي.
آرزومندم که اينگونه پيش نيايد، اما اگر پيش آمد،
بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي،
از جمله دوستان بد و ناپايدار،
برخي نادوست، و برخي دوستدار
که دست کم يکي در ميانشان
بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگي بدين گونه است،
برايت آرزومندم که دشمن نيز داشته باشي،
نه کم و نه زياد، درست به اندازه،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم يکي از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زياده به خودت غرّه نشوي.
و نيز آرزومندم مفيدِ فايده باشي
نه خيلي غيرضروري،
تا در لحظات سخت
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است
همين مفيد بودن کافي باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
معیار واقعی بودن تصمیم، آن است که دست به عمل بزنیم.
آنتونی رابینزبه اطلاع برسونم از ظهر امروز آی دی من از
دستم خارج شده و آی دی به نام
ahmad71z@yahoo.com ندارم.
کسی تنهایی ما را نمی گرید
دلم در حسرت یک دست
دلم در حسرت یک دوست
دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست
و اما با توام ای آن که بی من مثل من تنهای تنهایی
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی؟
کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را؟
بگو ای دوست ای آن که بی من مثل من تنهای تنهایی
تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی
تو حتی روزهای تلخ نامردی
نگاه التیام دستهایم را دریغ از ما نمیکردی
من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت
من امشب با تمام کودکی هایم برایت اشک خواهم ریخت
من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد
همان دریا که میگفتی که بغض شکوه هایم از گلوی موج خیزش زخم بر میداشت
بگو ای دوست ای آن که بی من مثل من تنهای تنهایی
کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی؟..
همان بهتر به هر جمعي رسم كمتر سخن گويم
شب وروزم به سوز و ساز عمر بي امان طي شد
گهي از سوختن نالم گهي از ساختن گويم
خدارا خدارا مهلتي اي باغبان تازين قفس گاهي
برون آرم سر وحالي به مرغان چمن گويم
مرادر بيستون بر خاك بسپاريد تا شبها
غم بي همزباني رابراي كوهكن گويم
بگويم
عاشقم ديوانه ام مستم
نمي دانم كدامين حال و درد خويش گويم
ازآن گمگشته من هم نشاني آور اي قاصد
كه چون يعقوب نابينا سخن با پيرهن گويم
تو مي آي به بالينم ولي آندم كه در خاكم
خوش آمد گويمت اما در اغوش كفن گويم
يا اباالفضل قيامت ما را در همين دنيا برسان ما را از
حجاب هاي اکبر اعمالمان نجات بده و شفاعت
زيبايت را در همين دنيا نصيبمان کن و مزه لذت
بخش مرگ و برزخ و قيامت را در همين جا نصيبمان
کن که تو را باب حاجات آفريدند و ما را مخزن
حاجات...
امیدوارم سال خوبی را آغاز کرده باشید وبه خوبی
هم به پایان برسونید.
خوب ما اومدیم و تنها چیزی که میتونم بگم
خیلییییییییییییییی جاتون خالی بود٬ولی انقدر
شلوغ بود که ما ثانیه به ثانیه این مهردادا گمش
میکردیم٬مثلا داشتیم تو حرم میرفتیم یهو
برمیگشتیم پشت سرو نگاه میکردیم٬رسول میگفت
مهرداد کجا رفت؟منم که یکی باید خودمو نگه
میداشت میگفتم برو خودش پیداش میشه.
خلاصه حرف زیاده و....
راستش دیگه نمیخواستم آپ کنم(نه کلاسم
نمیزارم)ولی دوستان خواهش کردندو....
واقعا دوست داشتنی٬امیدوارم که حالتون خوب
باشه و آخر سال خوبی هم داشته باشید.
اولا که پیشاپیش سال نو را به شما عزیزان تبریک
عرض میکنم و آرزو میکنم سال پربرکت و خوبی را در
پیش رو داشته باشید.
من تا هفته ی قبل که آپ کردم برا هر آپم اطلاع
رسانی میکردم ولی دفعه ی قبل با خودم گفتم
بزار بینم چقدر برا بقیه اهمیت دارم و به من سر
میزنن؟
خوب یه سری از دوستان اومدند و
دستشونم درد نکنه ولی یه سری دیگه خودشونو
واقعا نشون دادند٬بگذریم از این حرفا واسه چی
اسم این آپم را گذاشتم برای آخرین بار؟
چون این آخرین آپ منه ولی تا بتونم سعی میکنم
سر بزنم٬
راستی ماداریم با چندتا از رفقا من جمله
(صدای عشق:آقارسول و دوتای دیگشون)یکشنبه
میریم زیارت امام رضا(ع) واسه همین گفتم بیام که
شاید دیگه وقت نکنم بهتون بگم٬دوست دارم
همه عزیزان که تا اینجا با من بودند اگر خوبی٬بدی از
ما دیدند به بزرگی خودشون ببخشند و حلالمون کنند!...
خدا را در شادی ستایش٬
در سختی جستجو٬
درآرامش مناجات و در همه ی لحظات
شاکر باشید.
(یا حق)
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده
اگه بی محابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد بدون کار خدا بوده
اگه گریه هات تو خنده ی غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفت
کرده شک نکن تنها مرهمت خداست که ازسر
تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده
آخه میدونی خدا خیلی
تنهاست.مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) را به همه ی
مسلمانان تسلیت عرض میکنم.
اما این آپم یک آهنگ دوست داشتنیه از مجید خراطها...
همه دنیا واسه من خنجر کشیدند خنجر کشیدند
بی تو تنهام خیلی تنهام
بیا برگرد تا هنوزم توی قلبم خونه داری
{اینو واسش نوشتم که این بار اگه اومد بدون نظر نره!}
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق در این پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
چرا از نگاه من بیزاری
تو که هستیمو تو دستات داریچرا قدرمو نمی دونی چرا...؟
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
چشمامون رو روی حقیقت ها بسته ایم!؟
بازم ماه محرم اومد منم به همگی تسلیت عرض میکنم وامیدوارم که...
این همون ماه محرم که وقتی میاد ما احساس بی گناهی وخداشناسی میکنیم٬تمام ماههای نه امامی نه خدایی نه قرآنی میشناسیم٬ولی وقتی این محرم میاد صبح تا شب حیله ونیرنگ وگناه٬شب که میشه تا دیر وقت تو این خیمه ها جمع میشیم و فریاد حسین حسین..
یادم میاد شب تاسوعای سال قبل با رفقا رفته بودیم میدان امام برا عزاداری امام حسین(ع)٬چه منبری رفته بود حاجاقا مهدوی را میگم غوغا کرده بود حرفای خیلی جالبی میزد٬که دوستدارم یکی از اونا را براتون بگم:
اون میگفت 1سال دیگه ام گذشت وما دوباره اینجا جمع شدیم که عزاداری کنیم٬ولی خداوکیلی هر سالی که میگذره بار گناهامون داره سنگین وسنگینتر میشه٬تا وقتی اینجاییم٬هستیم اما از درب این خیمه که بیرون رفتیم دوباره همون غیبتها و....
خداوکیلی بیاین همگی با خودمون عهد ببندیم از محرم امسال که امروز روز اولشه بار گناهامونا سبکترش کنیم.
یادشان بخیر سردارانی که بی سر رفتند
آنان که از قفس تن رستند
از خاکریز نفس گذشتند و بوی باروت را برهمهء عطرهای دنیا ترجیح دادند
یادشان بخیر پیشانی بندهایی که آفتابی از ایمان را پشت خود پنهان کردند
یاد کوله پشتی هایی که بساط آخرت در آنها جمع می شد
یاد لباسهایی که خدا زمین را به رنگ آنها آفرید
یاد گلوله هایی که مژدهء وصل بودند
یاد معبر بخیر که راه عبور از مرز خاک بود
یاد دستانی بخیر که به عباس پیوستند
اینک دلتنگیم که چرا دروازه های شهادت را بستند و
ما جا مانده ایم....
(عید غدیر والاترین عید مسلمانان مبارک)
با یک دل غمگین به جهان شادی نیست..
تا یک ده ویران بود آبادی نیست..
تا در همه ی جهان یکی زندان هست..
در هیچ کجای عالم آزادی نیست..
من با این شعر داریوش خیلی حال میکنم شما چطور؟
((عید قربان بر همه مومنین مبارک))
سفر زیارتی سیاحتی وهمیشگی آخرت
ابتدا گذرنامه زیررا تکمیل کنید
.نام:انسان/نام خانوادگی:آدمی زاد/نام پدر:آدم/نام مادر:حوا/لقب:اشرف مخلوقات/نژاد:خاکی/صادره از:دنیا/ساکن:کهکشان راه شیری٫منظومه شمسی٫زمین/مقصد:عالم برزخ/زمان حرکت وپرواز:هروقت که خدا صلاح بداند/مکان:بهشت اگر نشد جهنم
وسایل موردنیاز
:۱
-دومتر پارچه سفید ۵-دعای والدین وموءمنین۲
-عمل نیک ۶-نماز اول وقت۳
-انجام واجبات وترک محرمات ۷-ولایت ائمه اطهار(ع)۴
-امربه معروف ونهی ازمنکر ۸-اعمال صالح٬تقوی وایمانتوجه
:۱
-خواهشمنداست جهت رفاه حال خود خمس وزکات را قبل از پروازپرداخت نمایید.۲
-ازآوردن ثروت٬مقام٬منزل وماشین حتی داخل فرودگاه جدا خودداری نمایید.۳
-حتما قبل ازحرکت به بستگان خود توصیه نمایید تا از آوردن دسته گلهای سنگین٬سنگ قبرگران وتجملاتی ونیز مراسم های پرخرج وغیره خودداری نمایند.۴-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خودرا بین فرزندان و امورفقرا ومستضعفین مشخص نمایید.
۵-از آوردن باراضافی مانند حق الناس٬غیبت٬تهمت وغیره خودداری نمایید.
تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی٬رایگان٬مستقیم وبدون وقت قبلی میباشد. درصورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخورد نمودید باشماره های زیر تماس حاصل فرمایید.
۱۸۶سوره بقره/۴۵سوره نساء/۲۹سوره توبه/۵۵سوره اعراف/۲و۳سوره طلاق/
امیدواریم سفر آسوده ای را در پیش داشته باشید.
سرپرست کاروان:حضرت عزرائیل
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق
(اول از همه شهادت جانگداز امام محمد باقر{ع} را تسلیت عرض میکنم)درد دل
بالاخره یه جایی را پیدا کردم که بتونم حرفای دلم رو حداقل بنویسم،
تعدادی از آدما همیشه ادعای تنهایی وتنها بودن میکنند ولی من هیچ موقع تنها نبودم چون خدایی رو داشتم که در همه لحظات کنارم بوده وهست.
همیشه تو زندگی مشکلات وشکستهای زیادی پیش میاد ولی این دلیلی برای خودکشی،به راه خلاف کشیده شدن و...نیست،به قول یکی از رفقا مرد اونه که مقابله کنه،تحمل کنه نه اینکه...
توصیه:
"به عوض آنکه به تاریکی لعنت بفرستید یک شمع روشن کنید"
هرکسی هم نفسم شد،دست اخر قفسم شد،من ساده به خیالم که همه کاروکسم شد..
اما یک سوال از بازدید کنندگانی که بنده را میشناسند:
اگه خواستید منو تو یه کلمه تعریف کنید چی میگید؟
(یا حق)